علم شيمي در مقايسه با ساير رشتههاي علمي از جمله فيزيك، زيستشناسي و زمينشناسي، وابستگي زيادي به انجام آزمايش و كسب مهارتهاي دستورزي دارد و در بررسي سيرتاريخي علم شيمي مشخص شده است كه بدون انجام آزمايش و كسب مهارتهاي آزمايشگاهي، نميتوان از مفاهيم آموخته شده به نحو احسن در زندگي روزمره استفاده كرد. اگر آموزش شيمي را همانند پرندهاي در نظر گيريم، انجام آزمايش به مثابه بالهاي پرنده خواهد بود كه بدون آنها پرواز ممكن نيست.
به راستي چرا بيشتر متخصصان آموزش علوم تجربي، انجام آزمايش و كسب مهارت را به عنوان يكي از مؤلفههاي بسيار مهم جهت آموزش شيمي لازم دانستهاند؟ پاسخ اين سئوال را ميتوانيم در نوشتههاي «رامسن» در دوره زماني بين قرن 19 و 20 پيدا كنيم. وي يكي از شخصيتهاي مهم آموزش شيمي در ايالات متحده آمريكا است كه فعاليتهاي ارزندهاي در راستاي رشد، توسعه و تكامل اين علم در آن كشور انجام داده است. رامسن خاطرات اولين رويارويياش با علم شيمي را كه در زندگي حرفهاي او بسيار با ارزش بود، با نوشتاري ساده و از زبان يك دانشآموز و يا دانشجوي مبتدي توصيف ميكند.
ادامه مطلب

