در رابطه با ماهيت علم، دانشآموزان بايد درك كنند كه يافتههاي علمي در سايه تلاشهاي خستگيناپذير و شبانهروزي افرادي به وجود آمدهاند كه خلاقيت، نوآوري، دقّت و پشتكار را با خود به همراه داشتند. دانشمندان آرا و عقايد مستدل خود را كه بر پايه دلایل و مدارکي معتبر ارايه شدهاند، سازماندهی كرده و سپس منتشر ميسازند تا دیگر دانشمندان روایی و پایایی آنها را مورد آزمون قرار دهند. اين امر نشان دهندهي اين واقعيت است كه يافتههاي علمي در سايه فعاليتهاي گام به گام دانشمندان به ثمر رسيده و هر كدام از آنها بخشي از آن يافته علمي را پيش بردهاند.
همچنين دانشآموزان در مطالعهي فعاليتهاي اوليهي ساخت يك نظريهي علمي، بايد يافتههاي علمي قديمي را در بستر تاريخي آن مرور نمايند و اساس كار دانشمندان سالهاي گذشته را بيارزش نپندارند. براي مثال در بررسي مدلهاي اتمي تامسون، رادرفورد، بوهر و كوانتومي، دانشآموزان بايد درك نمايند كه هر تصحيحي در مدلهاي اوليه كه در زمان خود داراي ارزش علمي زيادي بود، يك گام به جلو محسوب شده و نبايد ارزش آنها را در زمان خود زير سوال برد. تداوم اين امر سبب شده است تا مدلهاي اتمي جديد و كاملتري ارايه شود.
دانشآموزان بايد درك نمايند كه همهي شاخههای علوم با هم در ارتباط هستند. هيچوقت طبيعت شاخههاي مختلف علوم تجربي را طبقه بندي شده و جدا از هم در نظر نگرفته است؛ بلكه اين انسانها بودند كه به علت گستردگي زياد علوم تجربي، موضوعهايي از قبيل فيزيك، شيمي و زيستشناسي را به صورت رشتههاي جدا از هم و داراي مرزبنديهاي مشخص تعريف كردهاند. براي مثال بررسي ساختار مولکولها موضوعي بسيار جالبي است كه از طرف فیزیکدانان، شیمیدانان و زيستشناسان پيگيري ميشود و هر كدام از زاويهاي متفاوت به بررسي موضوع ميپردازند. تولد شاخههاي جديدي از علوم و فناوري مثل «نانوفناوري» و «زيستفناوري» سبب شده است تا گروههاي پژوهشي فيزيكدان، شيميدان و زيستشناس در كنار ساير متخصصان به فعاليت بپردازند و شاهد رشد بيسابقهاي در اين حوزهها باشيم.
دانشآموزان در درك ماهيت علم بايد متوجه شوند كه يافتههاي علمي بر اساس دلايل و مداركي انكارناپذير ارايه شدهاند و در صورت تكرار در مكان و زمان ديگري، نتايج مشابهي ديده خواهد شد. براي مثال انجام آزمايشهاي مربوط به اصل لوشاتليه در شرايط استاندارد در ايران، روسيه و كانادا نتايج مشابهي در بر دارد. همچنين ماهیت علم و روشهاي مورد استفاده برای تولید دانش و يافتههاي علمي جديدتر كاملاً منحصر به فرد بوده و با زمینههای دیگر علمی مانند علوم انساني و فلسفه تفاوت دارد. اساس يافتههاي علمي بر تفكر منطقي و مشاهده و تجربه استوار است؛ اما اين به معني آن نيست كه از اين طريق علم به پیشگویی یا ارائهي قوانين مطلق میپردازد. يافتههاي علمي داراي ارزش نسبي هستند و بايد به طور مستمر مورد آزمايش و تاييد نهايي قرار گيرند. براي مثال هنگام صحبت از اوربيتال الكتروني و ترازهاي انرژي، بايد دانشآموزان درك نمايند كه یک اوربیتال الکترونی ناحیهای فرضي از فضاي اطراف اتم است که احتمال حضور الکترون در آن فضا بيشتر بوده و از اصل عدم قطعيت پيروي كرده و در واقع يك مدل علمي نسبتاً ساده شدهاي است كه ممكن است با ارايهي نظريه و مدل جديدتري در رابطه با ساختار اتم، دچار دگرگوني شود.
يکي از عواملي که بطور مستقيم بر سطح سواد علمي مردم يک جامعه اثر ميگذارد، کيفيت آموزش علوم تجربي در نظام آموزشي هر کشور است. بين سطح سواد علمي و کيفيّت آموزش علوم تجربي در دورههاي مختلف تحصيلي ارتباط تنگاتنگي وجود دارد که تا حدود زيادي به ويژگيها و ماهيت سواد علمي مربوط ميشود. در آموزش علوم تجربي تنها آشنا شدن با موضوعهاي علمي و درك و فهم آنها مورد نظر نيست؛ بلكه علاوه بر كسب دانش، بايد روش علمي يعني كاوشگري علمي، تفسير علمي پديدهها، استفاده از مهارتهاي علمي و نيز داشتن نگرش علمي كه تداعي كننده شيوه فعاليت دانشمندان و شهروندان سطوح بالاتر جامعه هستند، را نيز در نظر گرفت.
در بررسي دقيقتر مؤلفههاي سواد علمي، ميتوان به هفت بُعد مختلف آن اشاره كرد كه عبارتند از:
1. آشنايي با ماهيت علم؛
2. آشنايي با مفاهيم كليدي علم؛
3. آشنايي با فرايندهاي علمي؛
4. آشنايي با رابطه بين علم- فناوري- جامعه و محيط زيست؛
5. آشنايي با مهارتهاي علمي و فني؛
6. آشنايي با ارزشهاي ناشي از علم؛
7. كسب نگرشها و علاقمنديهاي مرتبط با علم.
در چند پست اخير براي آشنايي بيشتر، اشاره مختصري به ابعاد مختلف سواد علمي خواهد شد.
در تمامي کشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه، آموزش علوم تجربي يکي از مهمترين فعاليتهاي زيربنايي در توسعه پايدار محسوب شده و تلاش میشود تا همهي دانشآموزان، ضمن آشنایی با اصول و مفاهیم علوم تجربی و کسب «سواد علمي[1]» لازم، آگاهیهای لازم برای یک شهروند مطلوب را کسب نمايند. دانشآموزان با کسب آگاهی و مهارت لازم در زمینههای مختلف علوم تجربي، قادر خواهند بود تا در زندگی خود تصمیمات منطقی و آگاهانه بگیرند. اگر کيفيت آموزش علوم تجربي از وضعيت مطلوبي برخوردار باشد، دانشآموزان که پيکرهي اصلي جامعهي فردا را تشکيل ميدهند، از چرخهي آموزش، پيشرفت، هماهنگي و همگامي با توسعه علمي- صنعتي برکنار نميمانند و توانايي آن را پيدا ميکنند تا پا به پاي توسعهي جهاني علم و فناوري، معلومات خود را توسعه داده و به روز کنند و در نهايت شهرونداني سازگار با «جامعه در حال تغيير» باقي بمانند.
ادامه مطلب
اشاره:
سنگاپور جزو معدود كشورهايي است كه موفق شده است تا در زمينه تلفيق فناوري اطلاعات و ارتباطات با رويكردهاي تربيت معلم و آموزش دانشآموزان قدم هاي اساسي بردارد. مسئولين آموزش و پرورش سنگاپور براي راه اندازي رايانههاي پر سرعت در مدارس، تربيت معلماني كه بتوانند از اين فناوري در امر آموزش استفاده كنند، و براي تشويق دانشآموزان به پژوهش با استفاده از شبكه، به ساخت وب سايت و طراحي پروژههاي شبكهاي طرحهاي جامع ملي روي آورده اند. بر اساس آخرين دادههاي رايانه بانك جهاني، در سال 2001 به ازاي هر پنج نفر، يك دستگاه رايانه در كشور سنگاپور وجود داشته است. اين رقم حتي از كشورهايي چون ژاپن و ايالات متحده نيز بالاتر است. بسياري از دانشآموزان مدارس راهنمايي و متوسطه از امكانات اينترنت بيسيم و رايانههاي قابل حمل كيفي براي دريافت درس از وب سايت مدرسه و نيز ارسال پيام به دوستان و تبادل اطلاعات استفاده ميكنند(Koh, ۲۰۰۳).
ادامه مطلب
اشاره:
در اين گزارش پژوهشي، به منظور مرور و جمعبندي نتايج حاصل از پژوهشهاي انجام شده در حوزه برنامهدرسي علومتجربي دورهابتدايي، تعداد 20 طرح پژوهشي و پاياننامه تحصيلي دوره كارشناسي ارشد (از هر کدام 10 عنوان) که بين سالهاي 1375 تا 1385 اجرا شدهاند، انتخاب و با توجه به موضوع، اهداف و يافتههاي آنها در چهار حوزه از عناصر اصلي برنامهدرسي شامل: اهداف، محتوا، راهبردهاي ياددهي- يادگيري و ارزشيابي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته و نتايج بهدست آمده براي استفاده معلمين علوم تجربي دوره ابتدايي تنظيم شده است.
ادامه مطلب
در چند دهه اخير، هيچ يک از موضوعهاي درسي در سطح جهاني، به اندازه دروس علوم تجربي دچار تغيير و تحول نشده است. گر چه محتواي درسي علوم تجربي به خودي خود به دليل پيشرفت فزاينده علم و دانش بشري، روز به روز جديدتر و فربهتر ميشوند، ولي اين تغيير تنها از جنبه محتوايي، آموزش علوم را در بر نميگيرد. ويژگيهای عصر کنونی ايجاب ميكند تا برنامههای آموزشی علوم تجربي به نحوی ساماندهی گردند كه با بهرهگيري از آنها همة تواناييهای شناختی و شخصيتی دانشآموزان رشد کرده و فراگيران با برخورداري از مزاياي علوم و فناوري، توانمنديهای لازم برای رويارويي با تحولات جديد را کسب نمايند.
براي تدوين يك كتاب درسي و يا كمك درسي بايد به فلسفه و اهداف مورد نظر در برنامه درسي آن توجه شده و روشها، رويكردها و راهبردهاي آموزشي را با بهرهمندي از نظريههاي علوم تربيتي مدّ نظر قرار داد.
ادامه مطلب
با آغاز قرن نوزدهم و تحولات ناشی از انقلاب صنعتی، آموزش علوم تجربي به طور جدّی در مدارس و دانشگاههای اروپا رایج شد. با وارد شدن علوم به برنامههای درسی مدارس و دانشگاهها نوعی منازعه میان برنامههای درسی سنتی ادبی- کلاسیک و برنامههایدرسی علوم تجربي آغاز شد که تا پایان این قرن ادامه داشت و سرانجام، با به رسمیت شناخته شدن برنامههایدرسی علوم تجربي در کنار سایر برنامههای درسی خاتمه یافت.
از اواخر قرن نوزدهم که آموزش و پروش در اروپا رو به توسعه نهاد، در آموزش علوم تجربي نیز تحولاتی صورت گرفت. در برنامههای درسی علوم ابتدایی، بیشتر بر مطالعه طبیعت، پدیدهها، اشیاء و بهداشت تأکید میشد، در حالی که در برنامههای درسی سطوح بالاتر، به جای انتقال معلومات که در آن هنگام به صورت سنتی در مدارس رایج بود، کاربرد عملی دانش بیشتر مورد توجه قرار میگرفت (بدريان، 1385).
ادامه مطلب
ادامه مطلب

