اهداف آموزش شيمي در دوره متوسطه
در راهنماي برنامه درسي شيمي (1379) مبناي انتخاب اهداف آموزشي الگوي «راف تايلر»[1] ذكر شده است. در اين الگو منابع اصلي انتخاب و گزينش اهداف آموزشي عبارتند از: نيازهاي دانشآموزان، جامعه و ديدگاههاي متخصصان موضوعي شيمي (شكل 2-1).
بنابراين با توجه به آنچه از فلسفه و اصول حاكم بر شيمي در كشور برمي آيد، برنامه درسي شيمي دوره متوسطه بايد دست كم در پي دستيابي به هدفهاي آموزشي زير باشد، هدفهايي كه طي آنها دانش آموز بتواند:
1. با زبان و برخي اصول، نظريه ها و مفاهيم پايه اي علم شيمي آشنا شود و ضمن درك آنها، آموختههاي خود را با پديدههاي طبيعي و تجربيات روزانه مرتبط سازد.
2. شيمي را به عنوان يك فعاليت انساني بشناسند و آن را نتيجه كنجكاوي، هوشمندي و اميد انسان براي داشتن سهمي كوچك در پيشرفت زندگي بداند. در ضمن تعامل و وابستگي دوجانبه شيمي و جامعه را درك كند.
3. با اثرهاي نامطلوب برخي مواد شيميايي مصرفي در زندگي روزانه و فراورده هاي شيميايي ناشي از فعاليتهاي صنعتي بر انسان و محيط زيست او، آگاه شود. افزون بر اين، با توجه به اين آگاهي ها، به رعايت نكته هاي ايمني و حفاظت از محيط زيست در هنگام كار با مواد و فراوردههاي شيميايي توجه كند.
4. با طبيعت و روشهاي شيمي به ويژه مهارتهاي يادگيري علم تجربي كه شامل «مهارتهاي فرآيندي»[2] و مهارتهاي عملي است آشنا شود و بر آنها تسلط يابد تا به اين وسيله مهارتهاي ذهني و روان- حركتي خود را بهبود بخشيده، تقويت كند.
5. با تلفيق آموخته هاي خويش از شيمي و مهارتها و نگرشهاي علمي كسب شده، مسايل روزانه خود را به طور منطقي تجزيه و تحليل و نقادي كند و درباره آنها تصميم هايي مسئولانه بگيرد.
6. برخي ارزشهاي والاي انساني چون اعتماد به نفس، مسئوليت پذيري، پايبندي به تعهدات، توجه و احترام به نظرات ديگران، عادت به همكاري و همياري در آموزش و فعاليت هاي گروهي مدرسه اي و فرامدرسهاي را در خود تقويت كند.
7. به علم شيمي و نقش شيميدان ها به ويژه دانشمندان ايراني- اسلامي و تلاش آنها در ارتقاي كيفيت زندگي و دانش بشري ارج نهد و به شيمي، فن آوري ها و پيشه هاي وابسته به آن علاقه مند شود.
8. به نقش علم شيمي در شناخت جهان و عظمت آفرينش و آفريننده پي ببرد.
9. با نگرش ها و ارزش هاي ذاتي علم هم چون پرسشگري، روشنگري، دقت، امانت داري در ثبت و ارايه گزارش ها، نظم پذيري، جمع بندي و كل نگري، هم چنين به محدوديت و عدم قطعيت در نظريات و روشهاي علمي معتقد شود.
اهداف ذكر شده به نوعي اهداف آموزشي محسوب ميشوند. به استناد به فلسفه آموزش شيمي، اصول حاكم بر برنامهريزي درسي شيمي و نيز نياز سنجيهاي صورت گرفته ميتوان اهداف كلي درس شيمي در دوره متوسطه را به شرح زير عنوان كرد (ملكي، 1385):
الف) حيطه شناختي
1. آموزش مفاهيم اساسي، برخي واقعيتها و نظريههاي علم شيمي؛
2. شناخت برخي مواد شيميايي و ارتباط آنها با زندگي انسان و محيط زيست؛
3. درك تنوع تركيبهاي شيميايي و آموختن اصول ساده طبقهبندي آنها؛
4. دريافتن ماهيت تغيير و تبديلهاي شيميايي و نقش انرژي در آنها؛
5. آشنايي با بنيادهاي اوليه منابع مهم شيميايي به ويژه صنايعي كه در اقتصاد ملي مؤثرند؛
6. تشخيص و ارزيابي نيازها و شرايط برخي حرف و مشاغل وابسته به شيمي و صنايع شيميايي و همچنين تشخيص فرصتهاي گوناگون در اين قلمروها.
ب) حيطه مهارتهاي يادگيري
1. توانايي كشف و پروراندن علاقهها و رشد استعدادهاي بالقوه به نحوي كه دانشآموزان تا حدودي افراد كاردان و مفيد بخ حال خود و جامعه تربيت شوند؛
2. آموختن روشهاي يادگيري و كسب عادات و نگرشها و مهارت هاي لازم براي يادگيري مادام العمر؛
3. تقويت توانايي برقراري ارتباط ا افراد يا به عبارت ديگر توانايي بيان نظرهاي خود و دريافت نظرهاي ديگران و تجزيه و تحليل آنها به شيوههاي بحث شفاهي، كتبي، رسم نمودار و غيره؛
4. آشنايي با كار تحقيقي دانشمندان؛
5. روش مهارت هاي علمي، توانايي برخورد با مسائل و مشگلگشايي؛
6. آمادگي براي انطباق با دگرگونيهاي مستمر دانش، گسترش فناوري و تغيير متوالي در شرايط زندگي و مهارت هاي مورد مياز؛
7. تقويت توانايي مفهوم سازي و انجام تعميم هاي محتاطانه با استفاده از مجموعهاي از واقعيتهاي علمي.
ج) حيطه مهارت هاي رواني- حركتي و مهارتهاي عملي
1. يادگيري مباني علم شيمي در سطح مقدماتي؛
2. يادگيري اصول صحيح استفاده از وسايل آزمايشگاهي و كسب مهارت در به كار بستن آنها؛
3. فراگيري فنون، رعايت نكات ايمني و عادت بر اجراي درست آنها؛
4. پرورش عادت به نظم و ترتيب و نظافت در فعاليتهاي آزمايشگاهي و عملي در زندگي روزمره؛
5. توانايي استفاده از ابزار و وسايل ساده شيميايي در فعاليتهاي روزمره زندگي؛
6. تقويت روحيه تعاون و همكاري گروهي در انجام فعاليتهاي آزمايشگاهي؛
7. عادت به تنظيم گزارش هاي درست آزمايشگاهي و تحقيقي.
د) حيطه ارزشي و كسب نگرشهاي مطلوب
1. ارج نهادن به نقش علم در شناخت جهان، عظمت خلقت و اهميت علم شيمي در تامين سلامتي، رفاه و خود اتكايي؛
2. ارجگذاري به زيباييشناسي و تشخيص نظام بديع عالم طبيعت و احساس مسئوليت نسبت به حفظ محيط زيست براي نسل فعلي و نسلهاي بعدي؛
3. ارج نهادن و اعتماد به مدارك و شواهدي كه شخصاً يا بهوسيله افراد براي تجزيه و تحليل يك موقعيت و انجام تصميم گيريهاي محتاطانه؛
4. توانايي ارزيابي و بررسي صحت دادهها و رقيق بودن مشاهدهها به منظور رسيدن به نوعي داوري شخصي بيغرض؛
5. قبول اين نكته كه مهارت هاي تخصصي مربوط به كار، ارزش و اعتبار دارد. همچنين اعتقاد به اينكه هر يك از افراد جامعه مي تواند در كار خود، نوعي خدمت به اجتماع كوچك محيطي و جامعه بزرگ كشوري و جهان دهد؛
6. پروراندن اعتماد به نفس و علاقمندي براي به كار بستن اتكارات شخصي و آموختنها در صحنههاي روزمره زندگي و حرفهاي؛
ارج و اعتبار قائل شدن براي محققان و دانشمنداني كه به پيشرفت دانش شيمي و كاربرد آن در خدمت به رفاه و رفع گرفتاري ها و بحرانهاي زندگي افراد بشر كمك كردهاند.